
برگرفته ازمطلب الهام امینی
مفهوم مسكن علاوه بر مكان فيزيكي، كل محيط مسكوني را نيز در برمي گيرد كه شامل تمامي خدمات و تسهيلات ضروري موردنياز براي بهزيستن خانواده و طرحهاي اشتغال، آموزش و بهداشت افراد است. در واقع تعريف و مفهوم عام مسكن يك واحد مسكوني نيست بلكه كل محيط مسكوني را شامل مي شود. به عبارت ديگر مسكن چيزي بيش از يك سرپناه صرفا فيزيكي است و تمامي خدمات و تسهيلات عمومي لازم براي بهزيستن انسان را شامل مي شود و بايد حق تصرف نسبتا طولاني و مطمئن براي استفاده كننده آن فراهم باشد.
دريافت رابطه توسعه پايدار و شهرسازي و اجزاي متشكله آن منجمله مسكن و مقولات متعدد مربوط به آن، موضوعي اساسي است. در واقع شناسايي ويژگي هاي شهر پايدار يا محيط پايدار در اقليم و فرهنگ خاص، موضوعي است كه عدم پرداختن به آن، امكان توفيق در برنامه ريزي براي جزئيات آن را تقليل مي دهد. پرداختن به شاخصه هاي مسكن به عنوان كليدي ترين ابزار برنامه ريزي و تشكيل دهنده، شالوده اصلي آن را مي توان از حساس ترين مراحل برنامه ريزي دانست. عرصه مسكن به منظور تامين رشد اجتماعي علاوه بر خود واحد مسكوني، محيط پيرامون آن را نيز در برمي گيرد.
نياز به مسكن دو بعد كمي و كيفي دارد؛ در بعد كمي نياز به مسكن، شناخت پديده ها و اموري را شامل مي شود كه به فقدان سرپناه و ميزان دسترسي به آن مربوط مي شود كه در واقع درجه پاسخگويي به نياز، بدون در نظر گرفتن كيفيت آن موردنظر است. در بعد كيفي مسائل و پديده هايي مطرح مي شوند كه به بي مسكني، بدمسكني و تنگ مسكني ارتباط دارند و آنچه مطرح است، نوع و شكل نياز است.
شاخص هاي كيفيت مسكن
به طور كلي عواملي در مسكن وجود دارد كه كيفيت را تعريف مي كنند. اينگونه عوامل در مقياس محله به شرح زير هستند:
1
– فرم مطلوب مسكن2
– استحكام مسكن3
– امنيت مسكن4
– ايمني، راحتي و ميزان دسترسي و نيز فاصله مناسب ساكنان به تسهيلات و خدمات كالبدي محله5
– دسترسي به طبيعت و فضاهاي سبز باز6 – تامين تجهيزات و تاسيسات (زيرساخت ها) مورد نياز مسكن7
– همجواري مسكن با كاربري هاي سازگاراين عوامل هفتگانه از مهم ترين معيارها و شاخص ها در تعريف و تبيين كيفيت مناسب مسكن هستند كه توجه به آنها در ساخت و ساز، انجام تمامي فعاليت هاي زندگي ساكنان را به سهولت و كارايي مطلوب امكان پذير ساخته و كمكي در جهت يافتن حيات زندگي پايدار شهري و ساخت و شكل مناسب براي شهر و مناطق شهري محسوب مي شوند.جهت توضیح هر قسمت به ادامه مطلب مراجعه کنید
گردآورنده مهدی خداشناس
برنامه ريزي شهري :
شهر يا برنامه ريزي شهري با طراحي محيط ساخته شده و از منظر مادرشهرسروکار دارد،بقيه ي رشته ها مانند معماري و طراحي شهري با جزئيات بيشترو درمقياس کوچک تري از توسعه سروکار دارند.همچنين برنامه ريزي منطقه اي با محيط هاي وسيع تر و در سطح جزئيات کمتر سرو کار دارد.
هيپوداموس يوناني به خاطر طراحي شهر ميلتوس اغلب به عنوان پدر برنامه ريزي شهري شناخته مي شد،اگرچه مثال هايي از شهرهاي از پيش طراحي شده در شهرهاي باستاني و قديمي ديده مي شوند.
برنامه ريزي شهري سازماندهي يا تأثير آگاهانه از توزيع کاربري ها در فضاي از پيش ساخته شده يا فضايي که قرار است ساخته شود را در بردارد.
تاريخچه :
تمدن هلال خضيب (دره ي حاصلخيز) به عنوان اولين عاملي که باعث توسعه ي برنامه ريزي شهري شد محسوب مي شود. 2600 سال قبل از ميلاد برخي اسکان هاي تمدن هاي قبل از هاراپا به شهرهايي رشد پيدا کردند که شامل هزاران نفر از مردمي بودند که در اصل کشاورز نبودند؛بلکه خالق يک فرهنگ يکپارچه و هماهنگ بودند و ظهور ناگهاني شان نمايانگر اين بود که نتيجه ي تلاش و سنجشي برنامه ريزي شده اند.
برخي اسکان ها،چيدماني منسجم را نشان مي دادند مطابق با طرحي آگاهانه و خوب توسعه يافته،به همين دليل تمدن دره حاصلخيز به عنوان اولين برنامه ريزي شهري توسعه يافته شناخته شده است.
در روزگاران گذشته (باستان) رومي ها از طرح هاي محکم و بهم پيوسته اي (يکپارچه) در برنامه ريزي شهري استفاده مي کردند که در زمينه ي استحکامات نظامي و تسهيلات شهري نيز بسيار پيشرفته بود. بسياري از شهرهاي اروپايي هنوز هم به طور مؤثر ذات و ماهيت اين طرح ها را حفظ کرده اند،مانند شهر تورين (در ايتاليا).
طرح بيس (پايه) يک ميدان مرکزي است با خدمات شهري که با شبکه ي فشرده اي از راه ها و خيابان ها احاطه شده و براي دفاع در ميان ديواري محصور شده است که براي کاهش زمان سفر،دو خيابان مورب به صورت گذرنده از ميدان مرکزي از يک گوشه ميدان به گوشه ديگر عبور داده شده.
معمولاً يک رودخانه از ميان شهر مي گذشته براي تأمين آب،حمل و نقل و حمل کردن فاضلاب به خارج،حتي زماني که شهر در محاصره بود.
برنامه ريزي و زيبايي شناسي :
در کشورهاي توسعه يافته نوعي واکنش شديد نسبت به درهم ريختگي (پيچيدگي) بيش از حد ساخته هاي دست بشر در محيط وجود دارد.مانند علائم راهنمايي ورانندگي (تابلوهاي راهنما)،علائم
(نشانه ها) و ديوار موقت (نرده هاي موقت گرداگرد محل ساختمان).
مسائل ديگري که در ميان طراحان بحث جدي ايجاد مي کند تنش ميان رشد پيراموني (حاشيه اي)،افزايش تراکم مسکن و برنامه ريزي سکونتگاه هاي جديد مي باشد.
همچنين بحث هاي ناتمامي در مورد مزاياي ناشي از ترکيب (آميختگي) مال الاجاره ها و کاربري زمين در مقابل مزاياي ناشي ازجداسازي مناطق جغرافيايي درجايي که کاربرد هاي مختلف مسلطند وجود دارد.
برنامه ريزي شهري موفق،(شخصيت) ويژگي هاي خانه،حس تعلق مکاني و هويت محلي(بومي) را مورد توجه قرار مي دهد و همچنين براي طبيعت ، ميراث فرهنگي و تاريخي،ادراک بافت و منظر شهري،پياده ها،انواع ترافيک،تسهيلات شهري و بلاياي طبيعي مانند مناطق سيل خيز احترام قائل است.
برخي معتقدند که ميدان هاي قرون وسطي و گذرگاه هاي طاق دارعناصرباارزشي از برنامه ريزي شهري موفق هستند که اين موضوع را توسط شهرهاي ايتاليايي سيه نا و بلونيا اثبات کرده اند.زماني که شهرها از نو برنامه ريزي می شوند(مانند برزيليا)،نقش برنامه ريزان در مديريت رشد شهرها با کاربرد ابزارهايي مانند منطقه بندي به منظور مديريت کاربری زمين ومديريت رشد و گام هاي بعدي توسعه اهميت مي يابد.
وقتي از نظر تاريخي برآورد مي شود،بسياري از شهرهايي که در حال حاضر گمان مي شود بسيار زيبا هستند نتيجه ي تراکم،سيستم هاي حريم بندي طولاني مدت و راهنمايي هايي در مورد اندازه ي ساختمان ها،کاربردها و ابعاد گوناگون هستند،اين مسئله منجر به آزادي هاي قابل توجهي شده که هنوز سبک ها،ايمني و گاهي اوقات مصالح را به صورت کاربردي به اجرا در مي آورد.
بسياري از شيوه هاي مرسوم در برنامه ريزي در رشد آگاهانه دوباره بازنگري شده اند.برخي از شهرها وجود دارند که با توجه به ايده اي برنامه ريزي شده اند؛زماني که نتيجه کار آن گونه که برنامه ريزي شده بود بدست نمي آيد،اغلب شواهد طرح هاي اوليه بر جاي مي ماند.
بسياري از شهرهاي برنامه ريزي شده موفق داراي قطعاتي (سلول هايي) هستند که اين قطعات شامل فضاي سبز،مناطق تجاري و مسکوني هستند و سپس اين بلوک ها دوباره تکرار مي شوند.معمولاً اين قطعات به وسيله ي خيابان ها مجزا مي شوند و هر سلول معمولاً داراي يک اثر تاريخي منحصر به فرد،باغباني در پارک ها و يا ورودي منحصر به فرد يا عناصر شاخص مرزي براي لبه هاي قطعه هستند. فضاهاي تجاري به طور طبيعي متمايز مي شوند و اين تمايز کمک مي کند که آهسته و کم کم حس تعلق مکاني را القا کنيم،در حاليکه همگوني قطعات باعث مي شوند که هر فضا در شهر آشنا به نظر آيد.
در برخي کشورها کاهش رضايتمندي از محيط شهري باعث انتقاد از ادامه ي مهاجرت به شهرهاي کوچکتر و فضاهاي روستايي (به آن مهاجرت دسته جمعي گويند) شده است بنابراين برنامه ريزي شهري موفق مي تواند براي پسکرانه ها ي بزرگتر يا منطقه ي شهري مزيت هايي را بياورد و به کاهش ازدحام (تراکم) در امتداد خطوط حمل ونقل وکاهش ضايعات انرژي (اتلاف انرژي) که در زمان سفربيش از حد هر روزه از حومه به شهر تلف مي شود،کمک مي کند.
يک باور قوي اين است که رفتارمعيشتي فردي يا آمد و شد زياد به يک ناحيه مي تواند به وسيله ي طراحي فيزيکي و طرحي که آن را جبرمحيطي (جبرگرايي) مي خوانند بسيار تأثير پذيرد.
برنامه ريزي و محيط :
آرکولوژي( ترکیبی از معماری و بوم شناسی) در جستجوي يکي کردن زمينه هاي اکولوژي و معماري است.خصوصاً معماري محيط و منظر براي رسيدن به يک محيط سازگار براي همه موجودات جاندار.در مقياس خرد تئوري هاي (بوم شناسي روستايي) بسيار معروف هستند که به طور سنتي مقياس اجتماعات را 140-100 نفر مي دانند . در بسياري از مدل هاي پيشرفته برنامه ريزي شهري يا روستايي زمينه هاي محلي (بومي) بحراني است،در بسياري باغباني يک نقش مرکزي نه تنها در کشاورزي بلکه در زندگي روزانه شهروندان محسوب مي شود.برخی از حرکت هاي وابسته نظير آنارشيسم سبز،اکوآنارشيسم،اکوفمنيسم واسلو فود اين مسئله را در قالب مفاهيم سياسي به عنوان قسمتي ازتمرکز سيستم هاي کوچکتر استخراج از منابع و دور ريختن مواد زائد و به شکل ايده آل به عنوان قسمتي از يک ماشين زنده که به طور اتوماتيک اين گونه بازيافت ها را انجام مي دهد همانند طبيعت درنظر مي گيرند.نظريات مدرن سرمايه ي طبيعي براين به عنوان تفاوت اوليه بين سرمايه طبيعي و سرمايه ي زيربنايي (اساسي) تأکيد مي کنند و پايه هاي اقتصادي براي توجيه منطقي و عقلاني بازگشت به واحدهاي روستايي کوچکتررا جستجو مي کنند. يک فرم معمول براي برنامه ريزي که منجر به پراکندگي حومه نشينان مي شود منطقه بندي تک کاربري است.
http://www.Answers.com
accessed: 2006-01-10
مطلب گرفته شده از سایت
www.uan.ir ( پایگاه اطلاع رسانی شهرسازی و معماری )(این مطلب بطور کامل برگرفته از سایت فوق می باشد)
كاربري زمين و سامان دهي فضاهاي شهري موضوع حفظ، تقسيم و ساماندهي اراضي شهري، از آغاز شهرسازي جديد غرب در قرن نوزدهم، به يكي از اهداف و محورهاي مهم قانونگذاري و برنامهريزي شهري، بدل شد. تهران فروردين 1385
پايگاه اطلاعرساني شهرسازي و معماري: برنامهريزي كاربري زمين و سازمان دادن فعاليتهاي شهري در فضا، محور و بستر اصلي برنامهريزي شهري محسوب ميشود. ماهيت و سرنوشت نهايي يك طرح شهري، به ميزان امكان شناخت و مداخله و نظارت در روند استفاده از زمين، وابسته است. برنامه كاربري زمين و نظام پيشنهادي براي آن، يكي از عناصر اصلي تشكيلدهنده ساختار شهر محسوب ميشود. مفهوم و اصلاح سرانه كاربري زمين (Land Use Perecapita) در ادبيات شهرسازي ايران به عنوان سرانههاي شهري معروف شده است. اين يكي از ابزارهايي است كه در فرآيند برنامهريزي كاربري زمين براي محاسبه و برآورد اراضي و توزيع آن ميان فعاليتها يا كاربريهاي مختلف، به كار ميرود. شناخت و حل و فصل مسايل و مباحث مربوط به سرانههاي كاربري شهري، به چگونگي الگوي تهيه طرحهاي شهري و كيفيت برنامهريزي كاربري زمين بستگي دارد.
مساله اصلي در مورد اراضي شهري، ناشي از محدوديت عرضه زمين و تقاضاي روزافزون براي آن است. نحوه استفاده از زمين براي نيازهاي مختلف شهروندان، با تعارض هاي متعدد روبهروست كه شهرنشيني و شهرسازي جديد را به چالش طلبيده است.
ميتوان چهار ديدگاه عمده در تبيين ماهيت و نقش سرانههاي شهري و ارزيابي آن تشخيص داد. اين چهار ديدگاه عبارت است از: ديدگاه ساماندهي، ديدگاه كارآيي شهري، ديدگاه كيفيت زندگي و ديدگاه جامعهشناختي و روانشناختي. نظري اجمالي به اين ديدگاهها به شناخت و تحليل دقيقتر موضوع و راهحلهاي درستتر و عمليتر منجر ميشود.
نخستين ديدگاه به مقررات و ضوابط مربوط به چگونگي تقسيم اراضي شهري و تعيين شرايط استفاده از آن به موضوعهايي مانند تعيين مالكيت زمين از نظر نيازها و وظايف بخش عمومي، جلوگيري از سوءاستفادههاي اقتصادي از زمين و بهداشت، ايمني و رفاه عمومي در برابر خطرات و سوانح طبيعي و صنعتي برميگردد.
مكتب كاركردگرايي (فونكسيوناليسم) در اواسط قرن بيستم به شكل نگرش و جريان غالب در شهرسازي جهان درآمد. مكتب كاركردگرايي در اصل به عنوان يك نظريه در جامعهشناسي و مردمشناسي مطرح شد. بر پايه اين نظريه و با شناخت كاركردهاي نهادهاي اجتماعي ميتوان به سازماندهي و بازيابي تعادل اجتماعي كمك كرد و از پيدايش بحران و دگرگونيهاي عميق جلوگيري كرد.
ازديدگاه رفاه اجتماعي و كيفيت زندگي به گونه ديگري به مساله نگريسته مي شود. بر پايه تعريف سازمان ملل متحد، رفاه اجتماعي دامنه وسيعي از فعاليتها و برنامههايي را كه تحت نظارت و با كمك دولت، براي بهزيستي افراد و جامعه انجام ميشود، دربرميگيرد. با رواج مفهوم رفاه اجتماعي، اين موضوع به يكي از اهداف برنامهريزي توسعه و برنامهريزي شهري تبديل شده است. برنامهريزي رفاه اجتماعي محور تازهاي در برنامهريزي شهري است. اين محور ميكوشد برنامهريزي كالبدي را به برنامهريزي اقتصادي و اجتماعي نزديك كند.
از سوي ديگر جامعهشناسي شهري و روانشناسي شهري به دانشهاي وسيعي بدل شدهاند. كه تمام جوانب شهرسازي جديد را از نظر تاثيرات اجتماعي و رواني آنها موضوع مطالعه خود قرار ميدهند. در شهرهاي قديمي ميان سازمان كالبدي شهر و سازمان اجتماعي آن، از يك سو و ميان آن دو با سازمان رواني فرد، از سوي ديگر تا حدود زيادي هماهنگي و سازگاري نسبي برقرار بود. اما در شهرهاي جديد، اين هماهنگي ميان سازمان كالبدي، اجتماعي و رواني دچار اختلال جدي و بحران شده است. بستر پيدايش تمام پديدههاي بيمار، گونهاي است كه در آسيبشناسي اجتماعي و روان فشار رواني مورد مطالعه قرار ميگيرد.
نظام سرانههاي شهري در جهان
به دنبال انقلاب صنعتي در غرب و اثرات اقتصادي - اجتماعي آن بنيانهاي شهرنشيني به سرعت رو به تحول نهاد. بدين ترتيب ابعاد و كيفيات شهرها به كلي عوض شد. موضوع حفظ، تقسيم و ساماندهي اراضي شهري، از آغاز شهرسازي جديد غرب در قرن نوزدهم، به يكي از اهداف و محورهاي مهم قانونگذاري و برنامهريزي شهري، بدل شد.
با شكلگيري و رواج الگوهاي طرح جامع شهري در دهههاي 1930 و 1940 و تكامل بعدي آن مجموعه مباحث مربوط به نحوه استفاده از زمين به عنوان ضوابط كاربري زمين و برنامهريزي كاربري زمين به يكي از اركان اصلي برنامهريزي شهري بدل شدند.
موضوع زمين و چگونگي استفاده از آن، بستر اصلي برنامهريزي شهري در جهان محسوب ميشود. مشخصات و ويژگيهاي زمين شهري از نظر مقدار، شكل زمين، خصوصيات طبيعي، پوشش گياهي و غيره از عوامل اصلي تعيين تكليف شكل توسعه شهري و نحوه ساماندهي فضايي و فعاليتها و خدمات است.
در عين حال موضوع كاربري زمين و چگونگي برنامهريزي و نظارت بر آن، يكي از مشكلات مهم اجتماعي، اقتصادي و كالبدي در شهرنشيني و شهرسازي جهان سوم محسوب ميشود. در اين كشورها مساله زمين و مسكن و سياستهاي مربوط به نحوه استفاده از زمين، ابعادي وسيعتر از برنامهريزي شهري و برنامهريزي كاربري زمين به خود گرفته است. گاهي هم به ظهور بحرانهاي سياسي و اجتماعي بدل شده است. دلايل عمده اين امر عبارتند از: رشد سريع جمعيت و توسعه پرشتاب شهرنشيني، سلطه مالكيت خصوصي بر اراضي شهري و نابرابري شديد اجتماعي، نفوذ اقتصاد غيررسمي و رواج حاشيهنشيني، ضعف زيرساختهاي توسعه شهري، ضعف نهادهاي برنامهريزي و برنامهپذيري و تقليد يكسويه از الگوهاي غربي برنامهريزي شهري.
اكنون جدا كردن فعاليتهاي مختلف شهري و تفكيك كاربري زمين و ايجاد منطقههاي عملكردي مجزا، يكي از ويژگيهاي بارز شهرسازي جهان بعد از انقلاب صنعتي است. زمينههاي اجتماعي اين پديده به عوارض ناشي از توسعه صنايع، توسعه وسايط حمل و نقل جديد مانند راهآهن، اتومبيل و هواپيما و توسعه تاسيسات و تجهيزات شهري برميگردد. اين عوارض سبب افزايش مزاحمت و ناسازگاري شديد ميان فعاليتهاي مختلف شهري شده است.
انواع منطقهبندي: منطقهبندي كاربري كه شامل منطقه مسكوني، منطقه تجاري، منطقه صنعتي، منطقه خدمات شهري، منطقه تشكيلاتي و منطقه گذران فراغت است و منطقهبندي ارتفاعي و منطقهبندي تراكمي.
@ 2005, Developed By CHN. All Rights Reserved.
با سلام مجدد
در جواب سوال دوستان ورودی ۸۴ مبنی بر اینکه چرا فقط یک نماینده دارند ؟
طبق آیین نامه رسمی دانشگاه تمامی اعضاء هیئت مدیره کمیته های علمی باید از بالاترین ورودی باشند.
اما بدلیل اینکه این قانون از نظر این کمیته بجز ایجاد فاصله بین ورودی های دیگر سود دیگری ندارد بنابراین این کمیته تمام توان خود را برای تغییر این قانون بکار گرفته است و قانون جدیدی را به اجرا در آورده که به موجب آن تعداد نمایندگان هر ورودی به شرح ذیل می باشد:
۱- بالاترین ورودی ( سال چهارمی ها ) -- ۳ نماینده
۲- ورودی بعدی ( سال سومی ها ) -- ۲ نماینده
۳- ورودی بعدی ( سال دومی ها ) -- ۲ نماینده
۴- ورودی جدید ( سال اولی ها ) -- ۱ نماینده
شایان ذکر است که این تعداد تنها تعداد نمایندگان هر ورودی در هیئت مدیره کمیته علمی می باشد و برای عضویت عادی در کمیته علمی هیچ محدودیتی وجود ندارد و این کمیته مشتاقانه هر نوع فعالیتی را که به ارتقاء سطح کیفی و علمی این رشته منجر شود پذیرا می باشد.
با وجود اطلاعیه های قبلی کمیته علمی بار دیگر از تمامی دوستان علاقه مند دعوت می نماید تا در فعالیتهای گوناگون این کمیته را یاری نمایند.
با سلام
آغاز سال جدید شمسی را به همه دوستان و بازدیدکنندگان تبریک گفته و آرزوی سالی سرشار از موفقیت را برای شما داریم.
کمیته علمی گروه شهرسازی تصمیم گرفت تا با آغاز سال نو اقدام به تاسیس یک وبلاگ رسمی برای این کمیته بنماید تا بتواند هرچه بهتر و بیشتر اقدام به خبررسانی بنماید.
خواستیم به دوستان و هم رشته ای های خوبمان بگوییم که این سایت ، سایت رسمی رشته شهرسازی است و هر کدوم از دوستان هم مطلب خوبی داشته باشند حتما در سایت قرار خواهد گرفت.
از همین جا از تمام دوستانی که مایلند در این زمینه با کمیته علمی همکاری کنند دعوت می کنیم تا با نماینده ورودی خودشان تماس بگیرند.
در اینجا بار دیگر اسامی نمایندگان ورودی های مختلف را ذکر می کنیم :
ورودی 81 :
المیرا جبروتی
پویا دلیلی (دبیر کمیته علمی)
وحید تاجدار
ورودی 82 :
حانیه ابراهیمی
الهام سعادت قرین
ورودی 83 :
هدیه اعلمی
آذین خسروی
ورودی 84 :
مهدی خداشناس
این آغاز راهه ، باید همه با هم برای شناساندن بیشتر این رشته و پیدا کردن جایگاه اصلی خود تلاش کنیم.
منتظر مطالب تک تک شما دوستان در این وبلاگ هستیم.