تبليغاتX
وبلاگ رسمی دانشجویان دانشگاه علم و فرهنگ

وبلاگ رسمی دانشجویان دانشگاه علم و فرهنگ

خوش اومدی دانشجو

فرصت یا تهدید؟؟

چندی پیش خبری به دستمون رسید مبنی بر اینکه بعضی دانشجویان بی بصیرت و فریب خورده و غرب زده دانشگاه با همدستی ناتو و سیا و موساد  قصد دارند در اعتراض به افزایش ناگهانی قیمت غذا، سلف را تحریم کنند. بلافاصله پس از انتشار این خبر رئیس صنف غذا فروشان سلف دانشگاه به جمع خبرنگاران آمد و در نشست خبری خود گفت:
این تحریم ها نه تنها موجب کند شدن حرکت ما به سمت اهداف مقدس خود نمی شود، بلکه مسیر حرکت ما را به سمت خودکفایی سوق خواهد داد.
وی در ادامه خاطر نشان کرد:
به حول و قوه ی الهی ما این تحریم ها را به فرصت تبدیل خواهیم کرد و با تمام توان از متخصصین و توانمندان این عرصه در داخل استفاده می کنیم.

در ادامه تعداد کثیری از دانشجویان با بصیرت دانشگاه به خیابان های دانشگاه آمدند و حمایت خود را از گران شدن غذا اعلام کردند و گفتند ما تا آخرین قطره ی خون خود ایستاده ایم. آن ها شعار می دادند:
غذای ۲۰۰۰۰ ریالی      حق مسلم ماست
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 مهر1390ساعت 14:26  توسط ناشناس  | 

تکذیب میکنم...

یه خبر خیلی جالب تو یه سایت با عنوان ((ندای انقلاب)) منتشر شده که بد نیست شما رو هم در جریان قرار بدم. عین متن خبر رو کپی کردم و اینجا براتون گذاشتم: (با کلیک رو متن خبر میتونید خود سایت رو مشاهده کنید)

بزودي؛ ایجاد دانشگاه علم و فرهنگ      
دوشنبه ، 27 تیر 1390

 دانشگاه علم و فرهنگ وابسته به جهاد دانشگاهی در آینده ای نزدیک در کشور ایجاد می شود.

به گزارش ندای انقلاب به نقل از واحد مرکزی خبر ، رئیس جهاد دانشگاهی کشور در مراسم معارفه سرپرست جهاد دانشگاهی استان یزد گفت: تلاش برای تربیت افراد متخصص و متعهد بر اساس فرهنگ و تفکر جهادی از اهداف تشکیل این دانشگاه است.

آقای یادگاری با اشاره به فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی درخصوص اهمیت و جایگاه جهاد دانشگاهی افزود :‌ جهاد دانشگاهی با حضور در دانشگاهها معنی و مفهوم پیدا می کند و تلاش خواهیم کرد با استقرار جهاد دانشگاهی در دانشگاهها ، این مرکز علمی فرهنگی پژوهشی را در دانشگاهها تقویت کنیم.
وی انقلاب فرهنگی در دانشگاهها را از وظایف مهم جهاد دانشگاهی برشمرد و گفت :‌ ایجاد مراکز رشد و فناوری در دانشگاهها از تفکرات جهادی در دانشگاهها است .
رئیس جهاد دانشگاهی توجه به مسائل فرهنگی را اساس کار جهاد دانشگاهی برشمرد و بر ارتباط مراکز جهاد دانشگاهی ، حوزه های علمیه ، دانشگاهها و مراکز دینی تبلیغی تاکید کرد .
وی ترویج تفکر پژوهش محور و شکوفایی خلاقیت های دانشجویان مبتکر و خلاق را مهمترین وظیفه جهاد دانشگاهی در بخش آموزش عالی دانست و افزود ترویج فرهنگ عفاف و حجاب و اسلامی شدن در مراکز آموزش عالی جهاد از دیگر اولویت های جهاد دانشگاهی است .
در این مراسم حبیب الله میر غفوری به عنوان سرپرست جهاد دانشگاهی استان معرفی و از خدمات مهندس شرافت رئیس سابق جهاد دانشگاهی استان قدردانی شد .

با این حساب این سوال پیش میاد که دانشگاهی که ما الان داریم توش درس میخونیم چیه پس؟ شاید اسمشو به ما اشتباه گفتن. مثلا ممکنه علم و خرچنگ یا عشق و فندک یا یه چیزی تو این مایه ها بوده باشه یا اصلا شاید اصولا دانشگاه به حساب نمیاد.. نکنه از این شرکت هرمی ها باشه که میخواد پولمونو بالا بکشه بعدشم د برو که رفتیم این پول زور گرفتناشونم مشکوک میزنه ها... یا یه احتمال دیگه می تونه این باشه که همه مون مدتهاست تو توهمیم یا داریم خواب میبینیم. از اون خوابا که از آینده خبر میده. یا شایدم ما رو فراموش کردن و یادشون رفته علم و فرهنگی هم هست!!.... خدایا این دیگه چه عذابی بود؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 شهریور1390ساعت 15:38  توسط ناشناس  | 

ورود آقایان ممنوع!!!

حتما متوجه پرده ی نارنجی رنگ قسمت ورودی بانوان شدید که جدیدا تاسیس شده. (البته از این جمله میشه برداشت های غیر اخلاقی زیادی کرد. ولی منظور من همون پرده جلوی دره که کنار اتاق خانم غلامی کشیدن.)

چندی پیش حراست محترم دانشگاه از یو اس سی خواست یه نام مناسب برای این طرح بذاره که ما هم هیچی به ذهنمون نرسید گفتیم بیایم از شما پرسیم. خب حالا به نظرتون کدوم عنوان مناسب تره؟

۱) طرح تفکیک زباله در مبدا

۲) طرح سالم سازی ورودی بانوان

۳) پیش راه اندازی طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها

۴) طرح اخذ زهرچشم از ورودی جدید ها و مهمان ها

لطفا نظراتتون رو به ما بگید تا در این امر مهم به لطف خدا و یاری شما موفق بیرون بیایم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 شهریور1390ساعت 12:24  توسط ناشناس  | 

گزارشی از سلف..

خبرنگار اعزامی یو اس سی به سلف گزارش می دهد.

حتما خبر دارید که کادر تغذیه دانشگاه عوض شده و دوستان جدیدی رو اوردن و دوستان هم غذاهای خودشونو هر روز از بیرون میارن و قرار شده قیمت غذا ها هم با اندکی افزایش با نرخ ۲۰۰۰۰ ریال ارائه بشه. در این رابطه مصاحبه ای داریم با دکتر ایمانی ریاست محترم دانشگاه.

- سلام آقای دکتر. ضمن تبریک به مناسبت شروع سال تحصیلی جدید می خواستیم علت افزایش حدود ۳۰۰ درصدی غذا رو جویا بشیم.

- بنده هم سلام دارم خدمتتون. در پاسخ به سوالتون باید بگم افزایش ۵۰۰ درصدی کیفیت و کمیت غذا اولین علت این افزایش قیمته. دومیش هم که عامل مهمتری به حساب میاد حباب ایجاد شده در سلف هست که این حباب هزار تومانی بزودی با مساعدت مسئولیت می ترکه.

-اما آقای دکتر!! ما چند روزه داریم غذاهای کادر جدید تغذیه رو میخوریم. اما تفاوتی تو کیفیت و کمیت مشاهده نکردیم...

- احتمالا شما غذاهای تقلبی رو که با هولوگرام علم و فرهنگ توزیع میشه خریداری کردید. به هر حال باید مراقب سود جوها باشید.

.....

حالا از شوخی گذشته اجازه بدین یه مطلب مهم رو بهتون بگم. البته من به آقا دکتر حق میدم. کاملا دارم جدی میگم. میپرسید چرا؟؟ گفتگوی پایین رو که بین آشپز جدید و یکی از کارکنان آبدار خونه که اومده بود واسه دکتر غذا بگیره انجام شده بخونید تا بفهمید چرا حق میدم..

(لازم به توضیحه که گزارش بالای این پست فقط یه شوخی بود ولی این گفتگو رو من خودم با گوشای خودم توی سلف شنیدم. کاملا جدیه)

کارمند آبدارخونه: سلام. اومدم غذای دکتر رو ببرم.

آشپز: بفرمایید.

کارمند آبدارخونه: غذای دکتر رو تو این ظرف در دارا بریز. دکتر تو اینا غذا میخوره.

(میدونید که استفاده از ظرفایی که توش به ما غذا میدن برای غذاهای گرم از طرف سازمان جهانی بهداشت ممنوع اعلام شده چون سرطان زاست. بگذریم. بریم سراغ ادامه گفتگو)

آشپز: چشم. خورش (قرمه سبزی) رو روی برنجشون بریزم؟

کارمند آبدارخونه: نه نه بریز تو این ظرفه. فقط از اون روغناش نریزی ایشون دوست ندارن. چند تا گوشت با یه لیمو هم بیشتر بریز.

آشپز: چشم..

حالا فهمیدید چرا به دکتر حق میدم؟ اگه واسه منم هر روز غذای سفارشی تو ظرف سفارشی با مخلفات و ماست و نوشابه ی سفارشی می اوردن و نه لازم بود این همه پله رو بیام واسه گرفتن غذا و نه لازم بود تو صف وایسم و ... دم از کیفیت بالای غذا میزدم. حق بدید!!

خب حالا بیاید ادامه این دیالوگ (که قسم می خورم واقعی بود اما از اینجا به بعدش شوخیه) رو با هم تصور کنیم..

کارمند آبدارخونه: راستی یادم رفت از آقای دکتر بپرسم نوشابه زرد دوس دارن یا مشکی. یا شاید اصلا سون آپ دوس دارن. اصلا شاید نوشابه دوس نداشته باشن و میلشون به دوغ بیشتر باشه. بعید نیست که هیچکدوم از اینا رو نخواد و دلستر بخواد. حالا دلستر چه طعمی؟ لیمو یا سیب یا انار یا توت فرنگی یا هلو یا هندونه یا انبه یا گلابی یا کلاسیک یا... آقا اصلا یه کاری کن. از همه اینایی که گفتم یه دونه خنکشو بده تا ببرم واسه دکتر که هرکدوم رو دوست داشت نوش جان کنه. راستی چند مدل ماست وجود داره؟؟...

(که یکدفعه ستایش از را میرسه و میره میزنه تو دهن هرجفتشون و از اونجا هم یه راست میره پیش آقای دکتر..)

ستایش: آقای دکتر واقعا این انصافه؟؟ شما زمان جنگ هم همینطوری غذا میخوردید؟؟ اونموقع هم همینطوری غذاهاتون رو با هم رزمی هاتون تقسیم میکردید؟؟

(در این هنگام دکتر به فکر عمیقی فرو می رود... همه فکر میکنند ایشون داره خاطرات جنگ رو مرور میکنه ولی نگو موضوع چیز دیگه ایه...)

ادامه اش رو هم که خودتون می دونید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 شهریور1390ساعت 13:32  توسط ناشناس  | 

چی؟ علم و صنعت؟؟؟

عمه: سلام آقای مهندس آینده. چطوری؟ چه خبر؟ شنیدم دانشگاه قبول شدی. خب حالا کدوم دانشگاه؟

جاسم: سلام عمه جان. مرسی. دانشگاه علم و فرهنگ قبول شدم.

عمه: چی؟ علم و صنعت؟

جاسم: نه عمه علم و فرهنگ!!!

عمه: خب چی هست حالا؟

جاسم: دانشگاهه دیگه..

عمه: میدونم اینو که گفتی. منظورم اینه که دولتیه؟

جاسم: نه چیزه..

عمه: آزاده؟

جاسم: نه نه.. غیر انتفاعیه.

عمه (تو دلش): پول بده مدرک بگیره دیگه. توهم با این دانشگاه قبول شدنت!!

و این اولین خاطره ی جاسم بود از علم و فرهنگ... 

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 شهریور1390ساعت 13:1  توسط ناشناس  | 

مراسم افتتاحیه یو اس سی!!!

سر زد از افق مهر خاوران...

سلام بر همه الا به قلب مقلوبان... حال شما؟؟ چه خبر  چی کارا می کنید؟ دماغتون چاقه و از این حرفا.

از امروز قراره با یو اس سی بترکونیم. یه تریبون آزاد و راحت واسه همه ی دانشجوها که یه جورایی میشه گفت نویسنده هاش همه ی بچه های علم و فرهنگن.

میخوام حرفامو با یه سوال ازتون شروع کنم. تا حالا به این موضوع فکر کردین که ((یو اس سی)) یعنی چی؟...

۱) یونجه سرسبز چالدران

۲) United States of Cigarreters (ایالات متحده سیگاریان)

۳) بوی جوی مولیان

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 شهریور1390ساعت 22:1  توسط ناشناس  |