
برنامه ريزي شهري :
شهر يا برنامه ريزي شهري با طراحي محيط ساخته شده و از منظر مادرشهرسروکار دارد،بقيه ي رشته ها مانند معماري و طراحي شهري با جزئيات بيشترو درمقياس کوچک تري از توسعه سروکار دارند.همچنين برنامه ريزي منطقه اي با محيط هاي وسيع تر و در سطح جزئيات کمتر سرو کار دارد.
هيپوداموس يوناني به خاطر طراحي شهر ميلتوس اغلب به عنوان پدر برنامه ريزي شهري شناخته مي شد،اگرچه مثال هايي از شهرهاي از پيش طراحي شده در شهرهاي باستاني و قديمي ديده مي شوند.
برنامه ريزي شهري سازماندهي يا تأثير آگاهانه از توزيع کاربري ها در فضاي از پيش ساخته شده يا فضايي که قرار است ساخته شود را در بردارد.
تاريخچه :
تمدن هلال خضيب (دره ي حاصلخيز) به عنوان اولين عاملي که باعث توسعه ي برنامه ريزي شهري شد محسوب مي شود. 2600 سال قبل از ميلاد برخي اسکان هاي تمدن هاي قبل از هاراپا به شهرهايي رشد پيدا کردند که شامل هزاران نفر از مردمي بودند که در اصل کشاورز نبودند؛بلکه خالق يک فرهنگ يکپارچه و هماهنگ بودند و ظهور ناگهاني شان نمايانگر اين بود که نتيجه ي تلاش و سنجشي برنامه ريزي شده اند.
برخي اسکان ها،چيدماني منسجم را نشان مي دادند مطابق با طرحي آگاهانه و خوب توسعه يافته،به همين دليل تمدن دره حاصلخيز به عنوان اولين برنامه ريزي شهري توسعه يافته شناخته شده است.
در روزگاران گذشته (باستان) رومي ها از طرح هاي محکم و بهم پيوسته اي (يکپارچه) در برنامه ريزي شهري استفاده مي کردند که در زمينه ي استحکامات نظامي و تسهيلات شهري نيز بسيار پيشرفته بود. بسياري از شهرهاي اروپايي هنوز هم به طور مؤثر ذات و ماهيت اين طرح ها را حفظ کرده اند،مانند شهر تورين (در ايتاليا).
طرح بيس (پايه) يک ميدان مرکزي است با خدمات شهري که با شبکه ي فشرده اي از راه ها و خيابان ها احاطه شده و براي دفاع در ميان ديواري محصور شده است که براي کاهش زمان سفر،دو خيابان مورب به صورت گذرنده از ميدان مرکزي از يک گوشه ميدان به گوشه ديگر عبور داده شده.
معمولاً يک رودخانه از ميان شهر مي گذشته براي تأمين آب،حمل و نقل و حمل کردن فاضلاب به خارج،حتي زماني که شهر در محاصره بود.
برنامه ريزي و زيبايي شناسي :
در کشورهاي توسعه يافته نوعي واکنش شديد نسبت به درهم ريختگي (پيچيدگي) بيش از حد ساخته هاي دست بشر در محيط وجود دارد.مانند علائم راهنمايي ورانندگي (تابلوهاي راهنما)،علائم
(نشانه ها) و ديوار موقت (نرده هاي موقت گرداگرد محل ساختمان).
مسائل ديگري که در ميان طراحان بحث جدي ايجاد مي کند تنش ميان رشد پيراموني (حاشيه اي)،افزايش تراکم مسکن و برنامه ريزي سکونتگاه هاي جديد مي باشد.
همچنين بحث هاي ناتمامي در مورد مزاياي ناشي از ترکيب (آميختگي) مال الاجاره ها و کاربري زمين در مقابل مزاياي ناشي ازجداسازي مناطق جغرافيايي درجايي که کاربرد هاي مختلف مسلطند وجود دارد.
برنامه ريزي شهري موفق،(شخصيت) ويژگي هاي خانه،حس تعلق مکاني و هويت محلي(بومي) را مورد توجه قرار مي دهد و همچنين براي طبيعت ، ميراث فرهنگي و تاريخي،ادراک بافت و منظر شهري،پياده ها،انواع ترافيک،تسهيلات شهري و بلاياي طبيعي مانند مناطق سيل خيز احترام قائل است.
برخي معتقدند که ميدان هاي قرون وسطي و گذرگاه هاي طاق دارعناصرباارزشي از برنامه ريزي شهري موفق هستند که اين موضوع را توسط شهرهاي ايتاليايي سيه نا و بلونيا اثبات کرده اند.زماني که شهرها از نو برنامه ريزي می شوند(مانند برزيليا)،نقش برنامه ريزان در مديريت رشد شهرها با کاربرد ابزارهايي مانند منطقه بندي به منظور مديريت کاربری زمين ومديريت رشد و گام هاي بعدي توسعه اهميت مي يابد.
وقتي از نظر تاريخي برآورد مي شود،بسياري از شهرهايي که در حال حاضر گمان مي شود بسيار زيبا هستند نتيجه ي تراکم،سيستم هاي حريم بندي طولاني مدت و راهنمايي هايي در مورد اندازه ي ساختمان ها،کاربردها و ابعاد گوناگون هستند،اين مسئله منجر به آزادي هاي قابل توجهي شده که هنوز سبک ها،ايمني و گاهي اوقات مصالح را به صورت کاربردي به اجرا در مي آورد.
بسياري از شيوه هاي مرسوم در برنامه ريزي در رشد آگاهانه دوباره بازنگري شده اند.برخي از شهرها وجود دارند که با توجه به ايده اي برنامه ريزي شده اند؛زماني که نتيجه کار آن گونه که برنامه ريزي شده بود بدست نمي آيد،اغلب شواهد طرح هاي اوليه بر جاي مي ماند.
بسياري از شهرهاي برنامه ريزي شده موفق داراي قطعاتي (سلول هايي) هستند که اين قطعات شامل فضاي سبز،مناطق تجاري و مسکوني هستند و سپس اين بلوک ها دوباره تکرار مي شوند.معمولاً اين قطعات به وسيله ي خيابان ها مجزا مي شوند و هر سلول معمولاً داراي يک اثر تاريخي منحصر به فرد،باغباني در پارک ها و يا ورودي منحصر به فرد يا عناصر شاخص مرزي براي لبه هاي قطعه هستند. فضاهاي تجاري به طور طبيعي متمايز مي شوند و اين تمايز کمک مي کند که آهسته و کم کم حس تعلق مکاني را القا کنيم،در حاليکه همگوني قطعات باعث مي شوند که هر فضا در شهر آشنا به نظر آيد.
در برخي کشورها کاهش رضايتمندي از محيط شهري باعث انتقاد از ادامه ي مهاجرت به شهرهاي کوچکتر و فضاهاي روستايي (به آن مهاجرت دسته جمعي گويند) شده است بنابراين برنامه ريزي شهري موفق مي تواند براي پسکرانه ها ي بزرگتر يا منطقه ي شهري مزيت هايي را بياورد و به کاهش ازدحام (تراکم) در امتداد خطوط حمل ونقل وکاهش ضايعات انرژي (اتلاف انرژي) که در زمان سفربيش از حد هر روزه از حومه به شهر تلف مي شود،کمک مي کند.
يک باور قوي اين است که رفتارمعيشتي فردي يا آمد و شد زياد به يک ناحيه مي تواند به وسيله ي طراحي فيزيکي و طرحي که آن را جبرمحيطي (جبرگرايي) مي خوانند بسيار تأثير پذيرد.
برنامه ريزي و محيط :
آرکولوژي( ترکیبی از معماری و بوم شناسی) در جستجوي يکي کردن زمينه هاي اکولوژي و معماري است.خصوصاً معماري محيط و منظر براي رسيدن به يک محيط سازگار براي همه موجودات جاندار.در مقياس خرد تئوري هاي (بوم شناسي روستايي) بسيار معروف هستند که به طور سنتي مقياس اجتماعات را 140-100 نفر مي دانند . در بسياري از مدل هاي پيشرفته برنامه ريزي شهري يا روستايي زمينه هاي محلي (بومي) بحراني است،در بسياري باغباني يک نقش مرکزي نه تنها در کشاورزي بلکه در زندگي روزانه شهروندان محسوب مي شود.برخی از حرکت هاي وابسته نظير آنارشيسم سبز،اکوآنارشيسم،اکوفمنيسم واسلو فود اين مسئله را در قالب مفاهيم سياسي به عنوان قسمتي ازتمرکز سيستم هاي کوچکتر استخراج از منابع و دور ريختن مواد زائد و به شکل ايده آل به عنوان قسمتي از يک ماشين زنده که به طور اتوماتيک اين گونه بازيافت ها را انجام مي دهد همانند طبيعت درنظر مي گيرند.نظريات مدرن سرمايه ي طبيعي براين به عنوان تفاوت اوليه بين سرمايه طبيعي و سرمايه ي زيربنايي (اساسي) تأکيد مي کنند و پايه هاي اقتصادي براي توجيه منطقي و عقلاني بازگشت به واحدهاي روستايي کوچکتررا جستجو مي کنند. يک فرم معمول براي برنامه ريزي که منجر به پراکندگي حومه نشينان مي شود منطقه بندي تک کاربري است.
http://www.Answers.com
accessed: 2006-01-10