
فرم مطلوب مسكن
مسكن يكي از نيازهاي اصلي انسان است، از اين رو به منظور تامين آن و رسيدن به فرم مطلوب بايستي 5 عامل اساسي را مدنظر قرار داد كه عبارتند از: زمين، منابع مالي، نيروي انساني و فن آوري، مصالح ساختماني و مديريت و نظارت.
زمين و چگونگي (وسعت و شكل قطعات) آن تعيين كننده فرم مسكن است، همچنين نيروي انساني، تعيين كننده كيفيت ساخت و ساز بوده و منابع مالي بر كيفيت و چگونگي ساخت و ساز و چگونگي استفاده از مصالح و نوع آن موثر است. به منظور حركت صحيح عوامل در سه راس مثلث و برقراري ارتباط مابين آنها، مديريت و كنترل صحيح و قوانين مدون موردنياز است، هماهنگي تمامي اين عوامل موجب رسيدن به فرم مطلوب مسكن و بالا بردن سطح ارتقاي كيفي مي شود.
استحكام مسكن
رعايت مسائل فني و اصول و قضاوت مهندسي در طراحي و اجراي سازه ها بايستي همواره مدنظر مهندسان و معماران باشد، به همين جهت لزوم بررسي ژئوتكنيكي، بررسي مصالح ساختماني مقاوم، شناسايي گسل هاي موجود، شيوه هاي مقاوم سازي و لزوم تجديدنظر در آئين نامه ها و مقررات، كاملا محسوس است. علاوه بر مسائل فوق، با آشنايي مهندسان به تكنيك هاي مقاوم سازي مدرن و به روز «كردن اطلاعات مهندسان، مي توان الگو هاي مقاوم، ارزان و مناسب طراحي كرد.
امنيت مسكن
امنيت، در واقع حفاظت از مسكن و وسايل آن در مقابل عوامل مستقيم و غيرمستقيم است كه موجب ضرر رساندن به مسكن و در واقع عدم امنيت آن مي شود. عوامل مستقيم كه امنيت را به خطر مي اندازند شامل دزدي، آتش سوزي و... هستند. عوامل غيرمستقيم نيز، آلوده كردن آب، هوا و زمين است. البته در اين مقوله مي توان از عوامل طبيعي همچون سيل، زلزله، توفان، حركت ماسه هاي روان و... نيز نام برد كه تمامي اين عوامل مخل امنيت مسكن و ساكنان آن است و در واقع بر كيفيت مسكن تاثير سوء مي گذارد، پس معيار مصونيت در مقابل سوانح طبيعي از ديگر عوامل مطرح است. مقوله ديگري كه در امنيت بايستي مدنظر قرار گيرد، امنيت نحوه تصرف مسكن است. امنيت نحوه تصرف سبب مي شود كه خانوار ساكن در واحد مسكوني، از نظر دورنماي سكونت خود احساس ايمني كند و اين امر آسايش رواني بيشتري براي آنها ايجاد مي كند.ايمني، راحتي و ميزان دسترسي
در نظر گرفتن تسهيلات و خدمات مناسب، موجب افزايش سطح ارتقاي بهداشت مسكن و در نتيجه سلامتي ساكنان آن مي شود، از جمله عوامل موثر در اين مقوله را مي توان درصد برخورداري واحدهاي مسكوني از يك، دو و سه اتاق خواب، ميزان برخورداري از خدمات اساسي همچون شبكه برق سراسري، گاز لوله كشي، تسهيلات آشپزخانه، تلفن، كولر، سيستم فاضلاب و ... دانست.
دسترسي به طبيعت و فضاهاي سبز باز
مي توان گفت فضاي سبز از مهم ترين ابزارهاي دستيابي به توسعه پايدار است؛ بايد توجه داشت كه افزايش جمعيت نياز به تامين فضاي سبز عمومي را افزايش مي دهد. با همه اهميتي كه فضاي سبز مفيد در محلات شهري دارد، بايد اين واقعيت را پذيرفت كه اهميت حياتي فضاي سبز را نبايد در رويارويي با ديگر كاربري هاي حياتي شهري قرار داد. به طور كلي بايد رابطه و تناسبي معقول بين فضاهاي ساخته شده و فضاهاي طبيعي در محلات شهري وجود داشته باشد. فضاهاي سبز در زندگي شلوغ، پيچيده و ناآرام شهرها، گويي تنها عنصر آرامش بخش و پالاينده هستند. استفاده از درخت و فضاي سبز بايد به عنوان جزء لاينفك طراحي فضاي محلات شهري مورد توجه طراحان قرار گيرد.
هر گياه سبز هر چند كوچك، نقش خود را در تلطيف هوا، گرفتن و غبار آن، ايجاد آرامش بصري- رواني، رفع آلودگي صوتي، توليد اكسيژن موردنياز شهروندان، سايه و... ايفا مي كند. فضاهاي سبز در محلات، منظر محله را بهبود مي بخشند، باعث زيبايي محيط مي شوند، نقش پالايشي دارند، باعث افزايش رطوبت و كاهش دماي هوا مي شوند، سهم مهمي در برآورده كردن نياز تفريحي و تفرجي ساكنان محله دارند و...
به طور كلي استفاده از درخت بخصوص براي بالا بردن كيفيت فضاهاي كالبدي، مكمل سكونت يا به عبارتي موقعيت نسبي مسكن، مي بايست مورد توجه قرار گيرد.
زيرساخت هاي مورد نياز مسكن
تاسيسات و زيرساخت هاي شهري، طيف وسيعي از عناصر شهري را كه اكثرا احداث شده، ثابت و ساختماني اند، در برمي گيرد. در نگاهي كلي، مي توان زيرساخت هاي شهري را شامل تمامي عناصري دانست كه تامين نيازهاي مختلف ساكنان محلات شهري را در زمينه هاي مختلف سكونت، فعاليت، استراحت، فراغت و به طور كلي بالا بردن كيفيت زندگي شهري بر عهده دارند. به عبارتي، مجموعه عناصر فيزيكي موجود و لازمي كه كاركردهاي مختلف شهري را ميسر مي سازند و باعث تركيب و تشكيل فضاهاي شهري مي شوند، زيرساخت شهري ناميده مي شوند.
تاسيسات زيربنايي در محلات شهري در راس مسائل كيفي زندگي است. تاسيسات و زيرساخت هاي شهري از معيارهاي اصلي بررسي و تعريف شهر سالم است. مقوله تاسيسات زيربنايي شهري مستقيما با كيفيت سكونت شهري ارتباط مي يابد و مفاهيم متفاوتي همچون سرپناه، خانه و مسكن را پيش مي آورد؛ در مقايسه اينها با هم، فرق سرپناه با خانه مشخص مي شود. سرپناه صرفا انسان را از عوامل طبيعي محافظت مي كند، ولي فاقد مشخصات لازم براي تامين آسايش و پاسخگويي به نيازهاي مختلف است. خانه هم از نظر طراحي و هم از نظر فيزيكي مي تواند كامل باشد و نيازهاي انسان و خانوار را در داخل فضاي خود تامين كند. اما براي اينكه خانه به مسكن يا محيط مسكوني تبديل شود، بايد شرايطي ديگر هم داشته باشد. حلقه اتصال خانه به مسكن، تاسيسات زيربنايي و تجهيزات شهري است؛ يعني چنانچه شبكه فاضلاب براي محيط مسكوني تاسيس نشود، يا دسترسي خانه به محل كار يا به محل ساير فعاليت هاي اجتماعي به نحو درست و مطلوب تامين نشود، بايد گفت هنوز معيارهاي مسكن و محيط مسكوني تحقق نيافته است. بدين ترتيب تاسيسات زيربنايي تبديل كننده خانه به مسكن است.
بدين ترتيب، ملاحظه مي شود كه تاسيسات شهري بخش تعيين كننده اي از كالبد محلات شهري را تشكيل مي دهند كه زمينه و بستر مناسبي را براي كاركردهاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي محلات فراهم ساخته، موجب آسايش و راحتي ساكنان محلات شهر مي شوند.
به طور كلي كاربري هايي كه در حوزه نفوذ يكديگر قرار مي گيرند بايد از نظر سنخيت و همخواني فعاليت با يكديگر منطبق بوده، موجب مزاحمت و مانع انجام فعاليت ي«ديگر نشوند.
عمده ترين تلاش شهرسازي، بايد جداسازي كاربري هاي ناسازگار با كاربري مسكوني در محلات شهري باشد. كاربري هايي كه دود، بو، صدا و شلوغي توليد مي كنند، بايد از كاربري هاي ديگر، بويژه كاربري مسكوني، فرهنگي و اجتماعي جدا شوند. اين جدايي مطلق نيست، بلكه در برخي مواقع مي توان با تمهيداتي، اثرات سوء كاربري هاي مزاحم را محدود كرد. در جدايي فضايي كاربري ها، فاكتورهاي هزينه، سود و خودبسندگي نسبي آنها موردنظر قرار مي گيرد.
جدايي فضايي عملكردها فقط به فعاليت هاي شخصي نظير كشتارگاه، چرم سازي و فلزكاري اختصاص ندارد، بلكه در مورد كاربري هاي كوچك مزاحم نيز صدق مي كند (مانند يك مغازه چوب بري يا در و پنجره سازي و حتي يك دكه فروش نفت در يك محله مسكوني كه امكان دارد مورد اعتراض ساكنان آن محل قرار گيرد).